تبليغاتX
آموزشگاه استثنائی مهر اردبیل - محبت
آموزشگاه استثنائی مهر اردبیل

به آرایش رخ زشت کسی زیبا نمی گردد.

بدیدم کودکی تنها نشسته    

 نگاهش تلخ بود و دل شکسته 

   به او گفتم چه در این سینه داری

چه رازی از جهان، پرکینه داری

چرا این سان نگاهت بیقرار است

چرا پاییز باری، بین بهار است

مگر بابا و یا مادر نداری

که سر بر ماتم و غم می گذاری

مگر نانی نخوردی یا که آبی

که در عمق نگاهت پر سرابی

نگاهش بر نگاهم خیره افتاد

دهانش با تکانی زیر لب گفت!

چه می گوئی که من بابا ندارم

من از آن دیو سیرت در فرارم

پدر دارم ولی در خود پرستی

زمادر هم بجز سیلی ودستی

ندیدم من محبت ، شرمسارم

زکمبود محبت درد دارم

                                 برگرفته از مجله پیوند آبانماه ۱۳۸۷

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 12:22 توسط مدرسه استثنائی مهر| |